مجموعه مهر و سکه
 سکه
 مهر


سکه
موزه ملي ايران مانند ساير موزه هاي جهان داراي قسمت جداگانه اي براي حفظ و نگهداري سکه ها و مهرهاي ارزشمند ايران مي باشد و با توجه به اهميتي که سکه و مهر در امر مطالعات تاريخي تمدن هر کشوري دارد ، وجود اين بخش اهميت ويژه اي را داراست. مجموعه آثار و اشيا موجود در اين قسمت حاصل حفاري هاي باستان شناسي مي باشد و البته قسمتي هم به اموال بازيافته، اهدايي و با کشفيات اتفاقي اختصاص يافته است. در دنياي قديم و قبل از بوجود آمدن سکه معاملات مردم از طريق مبادله کالا صورت مي گرفته و پايه مقياس و ميزان مبادله کالا چهارپايان بوده اند ، بر روي نقاشيها و حجاريهاي قديم صحنه هاي معاملات و داد وستد که بوسيله معاوضه صورت مي گرفته است مشاهده مي شود. در دوران پيدايش فلزات تمدن بشر نيز تکامل خود را طي نمود و بشر از فلزات مختلف مانند مس، برنز طلا و نقره اشيايي به اشکال مختلف مانند حلقه و ميله قطعات محدود يا چهارگوش و يا بصورت تبر و کارد تهيه نمود و وسيله معاوضه براي معاملات قرار گرفت، براي مثال در چين فلزي بشکل کارد يا ميله هاي باريک يا حلقه ساخته مي شده است. در سال 1889 ميلادي در کاوش هاي دمرگان Domorgan در ارمنستان تعدادي از اين حلقه ها بدست آمد. در کاوشهاي موهنجودارو Mohenjo-Daro در پاکستان ميله هايي از جنس مس کشف گرديد که متعلق به 3000 سال ق.م. مي باشد. که ميتوان آنها را قديميترين وسيله مبادله تا قبل از اختراع سکه دانست . در حفاريهاي شوش نيز حلقه ها و ميله هايي از جنس نقره متعلق به 2000 سال قبل از ميلاد بدست آمده است. در خرابه هاي شهرهاي آشور شمش هاي طلا و نقره که متعلق به 2500 تا 1200 ق.م. است کشف گرديده که علاماتي بر روي آنها مشاهده مي شود که حاکي از اولين قدم انسان جهت ابداع سکه مي باشد. در مورد پيدايش سکه روايات تاريخي مختلف است. به گفته هردودت مورخ يوناني اولين انسانهايي که به ضرب سکه اقدام نمودند ليديها بودند. با توجه به موقعيت خاص جغرافيايي و شهرت اين قوم بخصوص وجود ذرات طلا در شنهاي رود پاکتول Puctole که از سارد پايتخت ليدي عبور مي کرد. مردم اين سرزمين را متوجه تجارت و بخصوص ساختن سکه انداخت و بدين ترتيب وضع جديدي در ادوار اقتصادي و تجارتي آن روزگار ابداع گرديد. قديميترين سکه هاي ليدي بشکل قطعه پهن نامنظمي است از مخلوط نقره و طلا( آلکتروم) که در روي آن شيارهايي موازي و پشت سکه چند فرورفتگي حک شده است و گاهي در بعضي از اين فرورفتگي ها نقش حيواني شبيه روباه به چشم مي خورد زيرا روباه در ليدي مورد پرستش اهالي بوده است. در دوره کروزوس شاه ليدي سکه هايي معروف به کروزئيد بوجود آمد که ميتوان آنرا اولين سکه حقيقي دانست (561-546هـ.ق.) اين سکه ها از جنس طلا و نقره بودند و در روي سکه نقش شير و گاو در حال حمله به يکديگر و در پشت سکه چند مربع فرو رفته مي باشد. پس از سکه هاي ليدي در اژين Egine که يکي از جزاير يوناني کنار درياي اژه است و مکتب حجاري آن نيز معروف است سکه هاي بسيار زيبايي با نقش لاک پشت دريايي که مظهر آرتميس Artemis الهه يوناني انديشه است در ضرابخانه اي که در اين شهر داير گرديده بود ضرب مي شد. سپس در شهرهاي مختلف ساحلي کنار درياي اژه مثل ميله Milet و افز Ephose سکه هايي زده شده بود که بر روي آنها نقش حيواناتي مثل شير، گاو، گوزن و خوک درياي که هر کدام علامت شهر يا مظهر خدايان محلي هستند و از نظر هنري در حد بسيار بآلايي قرار دارند، نمونه هاي بسيار با ارزش از آنها که از تخت جمشيد بدست آمده است در اين مجموعه وجود دارد. در روي سکه هاي شهرهاي ممالک يوناني و آسياي صغير که در تصرف ايران بودند اغلب نقش خدايان افسانه اي بود. اين نقوش متنوع کمک بزرگي به روشن شدن مذاهب دنياى قديم کرده است .


مثلاً در روى سکه هاى اژين نقش لاک پشت که مظهر آرتميس دختر ژوپيتر است و بر روى سکه هاى آتن در يک طرف تصوير آتنا آلهه يوناني انديشه ، دختر زئوس و در طرف ديگر نقش جغد که مظهر اوست مي باشد. در سکه هاى ايونى بيشتر تأثير خدايان مشرق زمين به چشم مى خورد و اغلب بر روى سکه ها نقوش حيوانات بالدار مثل ابوالهول (که معرف مذهب مصرى است ) و گاوميش بالدار و بر روى سکه هاى شهرهاى فينيقيه نقش رب النوع داگون که صورت انسان و بدن ماهي دارد ويا ملکار يکي ديگر از خدايان، ديده ميشود. بر روى سکه هاى صور نقش ماهي بر روى امواج آب دريا و نقش خداى فينيقى (ملکار) بر پشت سکه نقش بسته است.

در سال 546 ق.م کوروش هخامنشي کشور ليدي را تسخير نمود و اکثرمناطق يونانى نشين را تحت سلطة خود درآورد وبجزکشورليدى به نواحى متصرفاتي که در آنها ضرب سکه رايج بود اجازه داد که مثل قبل به ضرب سکه هاى محلى ادامه دهند و تنها ضرب سکه هاى کروزوئيد را متوقف نمود. کوروش هخامنشي( 550-530 ق .م ) با اينکه متوجه لزوم سکه و تأسيس ضرابخانه شده بود ولى مرگ به او اين فرصت را نداد. لذا داريوش هخامنشي (522-486 ق .م )اولين کسي بود که درايران بضرب سکه اقدام نمود. وى سکه هاى طلا و نقره بنامهاى دريک Daric و شکل ياسيگلس Siglos)) به ترتيب به وزن 41/8 گرم و 6/5 گرم ضرب نمود. بر روى سکه تصوير شاه هخامنشي به شکل کماندار پارسي ديده مي شود که به علامت نيايش خداى بزرگ اهورمزدا، زانوزده وکمانى رادرحال کشيدن زه و دردست ديگر نيزه اى دارد.در پشت سکه نيز چند فرورفتگي مشاهده مي شود . همچنين سکه اى از داريوش سوم بدست آمده است که بجاى نيزه خنجرى را بدست گرفته است . سکه هاى اوليه هخامنشي بنام سکه هاى شاهي معروف بوده است .قدرت مالى هخامنشيان بسيار زياد بوده بطوريکه مزدهرسربازخازجي که براى ازتش ايران کار ميکرده است يک سکه طلا (دريک ) در ماه بوده است .

در سراسر ايران هخامنشي ضرابخانه هاى سلطتنى بنابر آنچه که احتياج بود سکه ضرب مي کردند ولى در مواقع لزوم بروز جنگ فرمانروايان يا ساتراپ هاى محلى که اطراف پادشاه مامور تشکيل و تدارک سازوبرگ و اسلحه بودند سهم بيشتري براى ضرب سکه از خزانه سلطتني دريافت مي کردندازساتراپ هاى هخامنشي که در تاريخ ايران نام آنها برده شده است مانند داتام- پاره وفرناباد که مدتها فرمانروايى کيليکيه و سوريه و بابل را داشتند سکه هاى با ارزشى در مجموعه موزه ملى موجود مي باشد.

از انواع ديگر سکه هاى هخامنشي سکه هاى سلاطين و امراى تابع مانند شاهان قبرس وفينيقيه و امراي کاري ، ليسى، آراد مي باشند که مدتها زيرنظر دولت هخامنشي درآمدند و استقلال داخلي پيدا کرده و سکه ضرب نمودند. از سکه هاى بسيار جالب سکه هاى صيدا را ميتوان نام برد. دريک طرف اين سکه نقره نقش کشتي جنگي و در طرف ديگر نقش اردشير سوم هخامنشي را سوار بر گردونه اى بسيار زيبا ميبينيم (358-326ق .م ) . بر سکه نقره ديگرى نقش اردشير دوم کمان بدست ايستاده و در پشت سکه نقش کشتى جنگي با بادبان نقر شده است (74ه4-358 ق .م )که با مشاهده اين سکه ميتوان به تاريخ دريانوردي ايران در دوره هخامنشي و وضع کشتي هاى جنگي و اهميت آنها پي برد. سکه هاي اسکندر به واسطه تنوع نقش و زيبايي بسيار جالب است . برخي از آنها را که بي شک هنرمندي توانا و زبردست تهيه کرده است ، جزو شاهکار هاى هنرى ميباشد. درباره سکه هاى اسکندر و تصاوير وى بر روى آنها نظريات مختلفي وجود دارد. عده اى نقش اين سکه را تصوير خود اسکندر مي دانند که به صورت يکي از خدايان جلوه گر شده است و بعضى ديگر آنرا تصوير خيالى يکي از خدايان ميدانند ، زيرا تصاوير اسکندر بر روى سکه ها يکسان نيست ، ولى آنچه بيشتر مورد نظر است اينست که سکه هاى اوليه بخصوص سکه هاى طلا که دار اى نقش کلاه خود است و در يونان و مقدونيه ضرب شده مربوط به خود اسکندر و از نظر هنري بسيار جالب است و تصوير حقيقي او بوده است. تصوير سکه هاى اسکندر اکثرا بدين ترتيب است که نقش نيم تنه او بشکل هرکول ، مظهر قدرت و توانايى و يکي از قهرمانان افسانه هاى قديم يونان مي باشد که کلاهى از پوست شير بسرکشيده و در پشت سکه خداى بزرگ يونان (زئوس ) بر روى تخت نشسته و عصاي قدرت را بدست گرفته و نام اسکندربخط يونانى کنار آن نوشته شده است . در حفاري سال هاى 1341و 1342هيئت مشترک ايران و انگليس در پاسارگاد ، تعدادى ازسکه هاى اسکندرو سلوکوس اول بدست آمده است که ازنظرنقش بسيار جالب است اين سکه ها ضرب شهرهاى شوش، بابل، اکباتان کاپادوکيه و آرارات در مجموعه موزه ملى ايران باستان موجوداست .

از سکه هاى شاهان باختر(250 ق .م ) که بر ايالات شرقي حکومت ميکردند نمونه هاى جالبي وجود دارد که هر يک نشان دهنده وضع اجتماعي ، اقتصادي ، تاريخ ، هنر و فرهنگ آن سرزمين است .سکه هاى اشکاني مدارک با ارزشي ميباشند که نه تنها وضع اقتصادي آن دوره را معرفي ميکند بلکه تاريخ 500 سال شاهنشاهي بزرگ ايران را از جهات مختلف بررسي ميکند. در دوره اشکانيان دادوستد بوسيله سکه هاى نقره ، مس و برنز انجام مي پذيرفت و سکه طلا تا بحال از آنها ديده نشده است . شاهان اشکاني به آرايش مو و ريش توجه خاصي داشتند و از روى نقوش سکه ها ميتوان به طرز آرايش آنها پي برد ، برگردن تمام آنها گر دن بند مرواريد از يک تا 4رديف آويخته شده است .پادشاهاني که دوران سلطنت آنها طولاني بوده است به خوبي تغييراتي که براثرگذشت زمان در چهره آنها پديدار شده است را ميتوان مشاهده نمود. بر روى سکه ها تصوير نيم من يا تمام رخ شاه به طرز دقيقي حکى شده است و بر پشت سکه ها معمولا نقش ارشک موسس اين سلسله نشسته بر روى سکويى قرار دارد که کمان بدست گرفته است و اين بپاس احترامي است که آنها نسبت به موسس خاندان خود ابراز ميداشته اند. بر پشت سکه هاى درهمي ، شاه بر تخت نشسته و فرشته بالداري حلقه سلطنت را با و ميدهد اوايل نوشته روى سکه ها به خط يونانى و القاب شاهان را دربردارد ولي از زمان سلطنت بلاش اول (51-78م) (خط آرامي) و پهلوي اشکاني بر روى سکه ها بکار مي رفت . انواع تاج هاى اين «و ره ، بعضى بسيار ساده و بعضى مثل تاج ملکه مو را همسر فرهاد چهارم بسيار مجلل و جواهر نشان بوده است .در سکه هاى پارتي علامات اختصاري که معرف ضرابخانه شهر است در پشت سکه قرار دارد. چنانچه از روى سکه ها بر مي آيد شهرهايى که دار اى ضرابخانه بوده اند شامل: نيسا ، دارا (در ناحيه دره گز کنوني)، صد دروازه (نزد يک دامغان ) تمبراکس (ساري) ، سيرينک (نزديک ساري)، هگمتانه (همدان)، شوش سلوکيه، رکا(رى)، مرو، تيسفون ، هرات ، کنگاور، نهاوند و غيره مي باشند.

در دوره سلوکى منطقه اليمايى که سکه هاى آن داراي اهميت بسياري است » ناحيه خوزستان ، ايلام قديم ، دزفول و شوش را شامل مي شد که بوسيله فرمانروايان محلى اداره ميشد و از دوره مهر داد اشکاني (171»128ق .م )که اين نواحي را به تصرف خود در آورد به فرمانروايان محلي و شاهزادگان که از طرف شاه منصوب مي شدند اجازه ضرب سکه داده شد. قديميترين سکه اين دوره حدود (100 ق.م. ) و مربوط به کامناسکريس دوم است . خر سن يا خارا کس در کنار رود دجله و فرات و شمال شرقي منطقه اليمايى واقع بوده است در اين محل ابتدا اسکندر مقدوني شهر اسکندريه دجله را بنا نمود که بعدها در دوره سلوکى ها انطاکيه ناميده شد و سپس بنام خر سن يا خار کس درآمد. سکه هاى خر سن بسيار کمياب هستند و قديميترين آنهاحدوداواسط قرن دوم ميلادي ميباشندوتأثير وهنرپارت ها بر سکه هاى فرمانروايان خر سن ديده ميشود. سکه هاى شاهزادگان پارس در مجموعه موزه ملي ايران جايگاه خاصي دارد پارس درزمان هخامنشي موقعيت بسيار مهمي داشته است زيرا شاهان هخامنشي بجز سکونت دربإيتختهايى مثل شوش ، بابل ، هگمتانه مدت زيادي از سال را درکاخهاى تخت جمشيد بوده اند. به همين دليل پارس به واسطه سکونت شاهان وضع مخصوصي داشته است و فرمانروايى اين ناحيه از دوره هخامنشي دردست اين خاندان بوده است . اين شاهزادگان از دوره سلوکى اشکاني بعلت حسن تدبير و موقع شناسي قدرت مذهبي را دردست گرفته و بعلت استقلال و قدرت اقتصادي زيادي که در امور داخلي داشتند به ضرب سکه پرداختند. اين سکه ها نمونه بارزي از مذهب و فرهنگ آن دوران است و تعدادي از شاهان را که در نوشته هاى قديمي از آنها نام برده شده است معرفي مي نمايد.

قديميترين سکه هاى شاهزادگان پارس در حدود اواخر قرن سوم ق .م شروع گرديده است و تا 210 ميلادي حدود سي نفر از شاهان در اين منطقه فرمانروايى داشتند. سکه هاى اولين فرمانروايان با نقش تصوير شاه است که کلاه پارسي مخصوص هخامنشيان رابرسردارند. در پشت سکه آتشکده قرار دارد و در يک طرف درفش و در طرف ديگر شاه پارس که رياست مذهبي را دارد و در حال نيايش در مقابل آتش گاه ايستاده است . نقش سکه هاى پارس از زمان فر ادات دوم (133-88 ق.م.) تحت تأثيرسکه هاى اشکاني قرارگرفت نوشته سکه هاى پارسي در دوره ضرب سکه هاى ساساني از سال تاجگذاري اردشيراول (224ميلادي) آغازشد و در سال (652ميلادي) پايان يافته که سال سقوط اين سلسله است . در اين مدت شاهان متعددي سلطنت کردند ، بعضي از آنها چند ماهي بيشتر سلطنت نکردند و برخي مثل خسرو انوشيروان نزديک به نيم قرن سلطنت و سکه هاى متنوعي نيز ضرب نمودند، با توجه به سکه هاي پادشاهان مختلف ميتوان به بسياري از وقايع و آداب و رسوم آنها آشنايى پيدا کرد و از آن جمله است سيماي شاهان انواع تاجها ، تزيينات لباس ، آرايش مو و چهره ، خط و تحول آن القاب شاهان ، قدرت زمان سلطنت آنها و همچنين نام مراکزي که در آنجا ضرابخانه داشته اند از زمان سلطنت بهرام منجم (391.420 ميلادي) نام شهرها برروى سکه ها ضرب گرديد.

سکه هاى ساساني داراي انواع تاجها ، آرايش مو و چهره و جواهرات گرانبها بر روى تاجها مى باشند. بر پشت سکه ها معمولا ًنقش آتشدان با شعله هاى فروزان وجود دارد و در اطراف آن دو نکهبان که شاه يا وليعهد يا دو تن از شاهزادگان ميباشند ، منقوش است . ولي بر پشت بعضي از سکه هاى طلا تصوير ملکه يا آلهه قرار دارد که از دور سر وى نوري ساطع است .نوشته هاى روى سکه بخط پهلوي ساساني و نام القاب شهرياران ساساني است . سکه هاى جالب توجه اين دوره سکه هاى اردشير اول ، شاپوراول ، هرمزدوم ، بهرام دوم با ملکه و وليعهد و ملکه پور انداخت را ميتوان نام برد. روى سکه هاى ملکه پور انداخت ، تصوير ملکه با مو هاى بلند مجعد که بر آنها گلهايى از جواهر پوشانده شده و تاج جواهر نشانى بسر دارد ، نقش شده است .

سکه هاى بهرام دوم و ملکه او که براى اولين بار در اين دوره نقش ملکه برروى سکه ظاهر مي شود داراي دو نوع تاج ميباشد، يکي مدور دور تا دور تاج ، جواهر نشان بوده است و ديگر تاج بلندي است که سرکرازى در تمامي تاج قرارگرفته است و در حاشيه آن جواهرات بکار رفته است .سکه هاى طلاى خسروانوشيروان اکثراً بصورت تمام رخ نقش شده است .در دوره شاهنشاهى ساساني ، وسعت مملکت از شمال به جيحون ودرياى خزر،ازمشرق به سندوپنجاب ،از جنوب به درياي عمان و خليج فارس وازمغرب به سوريه و عربستان رسيده بود. ازجمله شهرهاى مهم دوره ساسانى که در آنها سکه ضرب شده است ميتوان (اردشيرخوره ) درفيروزآباد کنونى درفارس ، (وه ار دشير ) نزديک تيسفون ، (رامهرمز اردشير) در خوزستان ، (ريواردشير) در ارجان فارس ،(نيشابوردرخراسان ،گندى شاپور) درخوزستان ،(وه قباد) نزديک تيسفون ، (ابرقباد) درخوزستان و (وه قباد) در تيسفون را نام برد.

نحوه ضرب سکه بدين ترتيب بود که قطعاتى ازفلزطلا، نقره يا مس را با وزن معين دربين هردو روى سکه قرارداده وبا چکش ، ضربه اى محکم وکنترل شده برآن وارد مي کردند تا فلز مورد نظر تبديل به سکه شود. سر سکه (نوعي قالب )از دو قسمت جدا ، از جنس فلزي محکم که معمولاً مس يا پولاد بود تهيه ميشد. نقوش و نوشته هاى مورد نظر را به طور معکوس بر آن حک مي کردند . معمولاً تمامي شهرها و مراکز مهم ،داراي ضرابخانه بودند و گاهي به واسطه پيروزيها وجشنهاى مختلف سکه هايى باعنوان ًمدال ًو ًيادبودً ضرب ميشد. پس ازشاهنشاهى ساسانى و کشته شدن يزد گرد سوم در مرو( 625 ميلادي ) فرمانروايان عرب ، سکه هايى مشابه سکه هاى ساسانى ضرب کردند. اين سکه ها در حقيقت اولين سکه هاى اسلامي بشمار ميرود. حکمرانان مسلمان تصاوير خود را بر روى مسکوکات نقش نکردند بلکه تصاوير پادشاهان ساساني را همانگونه که بودبرروى سکه گذاشتند. خلفاي راشدين نيز اسامي پادشاهان ساساني را برروى سکه هاى عرب . ساسانى ضرب نمودند اين نوعي سکه ها بيشتر با تصويرخسرودوم ساسانى ونام فرمانروايان صدراسلام وباخط پهلوي وگاه کوفى در متن سکه و نام ضرابخانه و تاريخ ضرب ونيز سال يزدگردى ياهجرى، درپشت سکه به خط پهلوى ضرب شد. و يکي ازکلمات ًبسم آله . بسم آله ربي ً محمد رسول آله ً وکلماتى ازاين قيبل را درکنار سکه اضافه مى نمودند. اين سکه ها را سکه هاى عرب ساسانى مى نامند. جنس اغلب اين سکه ها از نقره (درهم ) وگاهى مس (فلس) بوده است . اولين باردرهم اسلامى به امرعمربن آلخطاب در سال هشتم خلافتش درسال 20هـ.ق ضرب کرديد. برروى سکه صورت شاه ساسانى و کلمات "بسم آله و بسم آله ربي با خط کوفى و اسم پادشاه ساسانى با حروف پهلوى بر پشت سکه ديده ميشود.اين کار تا زمان حکومت بنى اميه و بعد از آن ادامه داشت . ضرب درهم هاى عرب . ساسانى ، در عهد خلفاى راشدين و اوايل دولت بنى اميه يعنى تا زمان عبدالملک بن مروان در سال 79هـ.ق ادامه داشت .

بعد از اين تاريخ سکه هاى اسلامى بدون تصوير ، جايگزين آن شد . اولين سکه طلا(دينار) بدون تصويردرسال 77هـ.ق دردوره عبدالملک بن مروان خليفه اموى ضرب شد و ازسال 79هـ .ق سکه هاى نقره به صورت رسمى ضرب شد و از آن پس ضرب سکه به سبک عرب ساسانى منسوخ گرديد. با وجود رواج سکه هاى اسلامى خطى بدون تصوير، از نيمه دوم قرن اول هجرى ،سکه هايى به سبک ساسانى با تصويرتا قرن دوم هجرى در طبرستان ضرب ميشد. اين سکه ها را که کوچکتر از سکه هاى عرب ساسانى بودند سکه هاى طبرستان مى نامند.سکه هاى حکام عرب طبرستان نيزشبيه سکه هاى اسپهبدان بوده بااين فرق که نام هر يک از آنها به خط کوفى ونام طبرستان و سال ضرب در پشت سکه به خط پهلوى بوده است .اسپهبدان طبرستان ازخاندان ساسانى بودند و در طبرستان فرمانروايى مستقلى را تأسيس نمودند و تاريخ مخصوصى را که به سال طبرى معروف است برگزيدند. همانگونه که اشاره گرديد .

اولين سکه هاى خطى اموى از جنس ًطلا ًدرزمان عبدالمک بن مروان ضرب وجايگزين درهم هاى عرب ساسانى شد. در زمان خلافت بنى اميه ، نام خليفه روى سکه ها ديده نميشود و تنها تاريخ و محل ضرب سکه ، برروى سکه هاى نقره و تاريخ ضرب در طرف ديگر و سوره مبارکه الاخلاص را بدون . کلمه ًقل ًبه شکل ًالله احد الله صمد لم يلد ولم يولد و لم يکن له کفواًاحدً، ضرب مي کردند . از سال 127هـ .ق که قيام ضد اموى به رهبرى ابومسلم خراسانى قوت گرفت تاانقراض امويان درسال 132هـ.ق وروى کارآمدن سفاح اولين خليفه عباسى ، سکه هاى ويژه اى با مفاهيم سياسى امويان ضرب گرديد که بنام ابومسلم شناخته ميشود. اين سکه ها مانند سکه هاى امويان بدون نام خليفه ، در ايآلتهاى جبآل در خراسان و خوزستان و فارس ضرب ميشد.

نام ابومسلم خراسانى برروى هيچيک از سکه هاى نقره نيامده است ولى برروى سکه هاى مسى بين سال هاى 127تا 132نام ابومسلم ديده ميشود.سوره مبارکه 112قرآن کريم و برروىسکه ودرحاشيه پشت سکه قسمتى ازآيه 33سوره توبه ًمحمد رسول آلله ارسله بآلهدى و دين الحق ليظهره على الدين کله و لوکره المشرکون ً نقش گرديده است . در منابع مختلف از ضرابخانه هاى در بسياري نام برده شده است که سکه هاى اموى در آنجا ضرب مي شده اند اما از اين ضرابخانه ها بجز دمشق ، افريقيه و اندلس بقيه در عراق و ايران بوده اند و نکته جالب توجه اين است که اين شهرها اکثراً همان شهرهايى بوده اند که سکه هاى عرب ساسانى در آنها ضرب ميشده است .حکومت خلفاى عباسى از سال 132هـ . ق شروع شد و تا سال 656هـ.ق ادامه يافت در سکه هاي عباسى حاشيه سکه مثل سکه اموى است ولى ديگر سوره 112قرآن کريم را بر پشت سکه نياورده و عبارت (محمد رسول آلله ) جاى آن را ميگيرد. با گذشت زمان سکه هاى عباسى تکامل پيدا کرده و در حاشيه سکه ها آيه 3و4سوره روم نوشته شد: ًلله آلامرمن قبل و من بعد و يومئذ يغمه آلمومنون سکه بنصرآله ً .
اوايل قرن سوم هجرى ظهورحکومتهاى نيمه مستقل درايران مثل طاهريان و صفاريان را مشاهده مى کنيم که داراى سکه هاى بسيار دولت جالب وبا ارزش هستند. طاهربن حسين سردارنامى مأمون وسرسلسله ادامه طاهريان که بعدها به ذوآليمينين شهرت يافت وبرروى سکه ها لقب او ديده ميشود. سلسله ديگر که از سيستان بود ، صفاريان و مؤسس دوره آن يعقوب ليث ميباشد. برروى سکه هاى نقره اين دوره کلماتى مثل النصر،الظفر،اليمن والسعاده نقرشده است که نظيراين کلمات روى سفالهاى لعابدار ايران بچشم ميخورد.

يکي ازسلسله هاى بزرگ که درقرون سوم وچهارم هجرى برنواحى قرن وسيعى از ايران حکومت ميکردند سامانيان بودند که قلمروشان از مرزهاى هند درمشرق تا مرکز فلات ايران درمغرب امتداد پيدا ميکرد. بيشترگنجينه هاى بزرگ نقره که از روسيه ، لهستان ، اسکانديناوى اززيرخاک در آورده اند، مربوط به سکه هاى نقره ساسانى بوده است . اکثرسکه هاى اين دوره دراندازه قراردادى ورسمى ميباشد ولى تعدادى از آنها با اندازه هاى بزرگ تر(قطر8/4سانتيمتر)درناحيه هندوکش ضرب شده است .

بيشتر سکه هاى ساماني درخراسان ونواحى شرقى ضرب شده ولى تعداد معدودى هم در نواحى غرپي به ضرب رسيده اند. آل بويه نيزبه اندازه سامانيان سکه ضرب نموده اند. سکه هاى اين دوره براى محققين تاريخى منابع اطلاعاتى بسيارباارزشى است زيرا روى سکه هاى آنها آلقاب و اسامى زيادى از شاهزادگان آل بويه و ارتباطات شاخه هاى متعدد با يکديگر ودست نشاندگان مختلفى که آنها را به رسميت مى شناختند وهمچنين از وسعت قلمرو آنها اطلاعات با ارزشى بدست مى آيد. قدرت امراى آل بويه بحدى بود که به تعويض له خلفا اقدام مى نمودند. ولى به لحاظ مذهبي، احترام خلفا را محفوظ ميداشتند ونام آنها را برروى سکه ها مياورند. درقرن چهارم هـ .م براى اولين بار پس از حکومت ساسانى، برروى سکه هاى آل بويه لقب شاهنشاه نيز بچشم ميخورد سوره مبارکه قرآن کريم که در حاشيه آن سکه هاى عباسى زده ميشد برروى سکه هاى سامانى و آل بويه و غزنوى نيز ضرب ميگرديد.

در روى سکه هاى اسلامى ايران تا زمان سلاجقه ، صورت انسان يا _ حيوان ديده نميشود. تصاوير سکه تا آن دوران فقط شمشيروگاهى هلال وستاره بود. ولى برروى سکه هاى سلاجقه روم، تصاوير شير و خورشيد و برروى سکه هاى طغرل سلجوقى، گنبد وگلدسته ديده ميشود. ايلخانان بزرگ به نقر ًقاآن الاعظم و قاآن العادل و ايلخان المعظم ً در اول و آخراسم خود اکتفا ميکردند اما ايلخانان ايران به تدريج کلمه شاهنشاه اسلام و سلطان همانند شاهان ايران به کار بردند. آنها گاهى اسم خود را به خط و زبان اويغورى هم برروى سکه و هاى نقره ميگردند. برروى سکه هاى غازان، اسم غازان محمود به خط کوفى واويغورى وچينى نقر شده است. به طورکلى درطول شش قرن تزئينات روى سکه هاى عرب، ساسانى، اموى وعباسى، شاهان ايران وسلاطين ترک تا دوره مغول به صورت خط به شيوه کوفى قديم و بدون نقطه واغلب شکسته زاويه دارمنقورميشد. دراين دوره فقط در روى سکه هاى مسى اتابکان و خوارزمشاهيان به لحاظ شيوه . خطاطى، مختصر تغييرى محسوس است . از حمله مغول به بعد تدريجا خط کوفى ازحالت کوفى شکسته به نسخ و نستعليق درزمان صفويه تغيير يافت و درواقع تغييرات خط روى سکه ، خيلى کندتراز کتابت انجام پذيرفت . تصاويرحيوانات مختلف روى فلوسهاى مسي منقوش است . نقش شير و خورشيد به سکه با گذشت زمان دچار تحولات زيادى شد. طغراهاي مختلفى ازسلاطين مغول و ترکمانها متداول شد که خواناترين آن رابرروى سکه هاى ناصرالدين شاه ميتوان ديد.گرچه سکه هاى مهم دوره هاى مختلف خصوصاً بدليل رنگ زدگى و پوسيدگى جلب نظرنميکند اما از نظرتاريخى داراى اهميت زيادى ميباشند.طى قرون اوليه هجرى بيشترشهرها داراى ضرب سکه ،بخصوص سکه هاىمسين بودندواغلب براين سکه هااسامى شهرها ياحاکم هائى نوشته شده است که شايدگاهى نامشان درتاريخ ثبت نشده باشد.حفاريهاى علمى مناطق باستانى باعث شده است که تعداد زيادى از اين سکه ها به دست آيد و مجموعه با ارزشى از سکه هاى مسي در موزه ملى ايران وجود دارد.ضرابخانه ، يکي از ارکان مهم سازمان مالي در زمان صفوي بود که تحت نظر معيرالممالک اداره مي شد. عزل و نصب حکامان و زرکشان و رئيس ضرابخانه به عهده وي بود. سکه هاي سلاطين صفوي متنوع بود آنان نسبت به نوشته هاي روي سکه توجه خاصي داشتند. بر سکه ها نام و القاب شاهان صفوي به صورت ساده و يا به شعر آمده است.

تاريخ و محل ضرب سکه و نيز اسامي دوازده امام يا چندين تن از ائمه روي سکه هاي صفوي منقور است. سکه هاي اين دوره بيشتر از طلا و نقره و مس بود و در داد و ستدها، بيشتر از سکه هاي مسي و نقره اي استفاده مي شد. سکه طلا نيز در دسترس مردم بود و معمولا در جشنها و تاجگذاريها و اعياد از آنها استفاده مي شد. واحد پول اين دوره تومان لغتي مغولي به معني ده هزار است. سکه طلا را اشرفي و سکه نقره را بيستي ، محمدي، شاهي، عباسي، پنج عباسي و لاري مي گفتند. سکه هاي مسي را غازي يا غاريکي مي گفتند که 10/1 شاهي بود. بر روي فلوس ها نقوش مختلف حيوانات و پرندگان نقر است. بر روي سکه هاي نادر شاه افشار (1160-1148 هـ.ق.)کلمه السطان نادريا يک بيت شعر ديده مي شود. او به سال 148 هـ.ق. در دشت مغان تاجگذاري کرد و به يادگار اين جشن سکه هايي با نوشته الخير في ماوقع ضرب شد. به لحاظ حروف ابجد تاريخي که از آن به دست مي آيد، تاريخ جلوس سلطنت نادر شاه است. کريم خان زند (1193-1163 هـ.ق)در طول 30 سال حکومت ، خود را شاه وسلطان نخواند و عنوان وکيل الرعايا را بر خود نهاد. بر روي سکه هاي او نام وي بصورت بسيار ساده به صورت کريم و نام محل ضرب نوشته شد. و بر پشت سکه يک بيت شعر آمده است سکه هاي طلاي او را کريمخاني مي نامند. در زمان قاجاريه سکه هاي متعدد ضرب شهرهاي مختلف موجود است. نوشته بر روي بعضي از سکه ها مثل سکه آقا محمدخان بسيار ساده مي باشد. در اين سکه ها فقط نام وي به صورت يا محمد بر بآلاي اسامي شهرهايي که سکه در آن ضرب مي شده است ، قرار دارد و بر پشت سکه يک بيت شعر منقور است. از اواسط دوره صفويه به شهرها با توجه به موقعيت سياسي جغرافيايي و مذهبي آنها عناويني داده شد. اين عناوين بر روي اغلب سکه هاي اين دوره ديده مي شود. در سکه هاي افشا ريه و زنديه و قاجاريه نيز اين عناوين به کار رفته است.

در سال 1295 هـ.ق. در دوره ناصر الدين شاه دارالضرب هاي ولايات منحل گرديد و ضرابخانه در پايتخت تهران داير شد، اين عناوين از روي سکه ها حذف گشت. عناوين از روي سکه ها حذف گشت. عناوين مذکور بدين شرح اند: دارلسلطنه اصفهان دارالمرز رشت، دارالعباده يزد، دارالسعاده زنجان، دارآلمومنين کاشان دارآلامان کرمان ، دارالسلطنه تبريز و دارالعلم شيراز. دستگاه ضرابخانه درزمان ناصرالدين شاه در تهران تاسيس و ناصرالدين شاه در سال 1294 هـ.ق. آنرا افتتاح کرد. بدين ترتيب ضرب سکه در شهرهاي مختلف از بين رفت. دوره سلطنت ناصرالدين شاه تا انقراض قاجاريه سکه هاي زرين به شکل ده توماني، دو توماني، يک توماني، دو اشرفي اشرفي، پنج هزاري، دوهزاري و سکه هاي سيمين به شکل پنج هزار ديناري ، ده هزار ديناري، يکهزار ديناري، دوهزار ديناري پنج توماني دو قراني و پانصد ديناري، دو شاهي، پنج شاهي ، شاهي سکه هاي مسين و نيکل هم صورت دويست ديناري ، صد ديناري، پنجاه ديناري بيست و پنج ديناري بوده اند. سکه هاي خطي و بدون تصوير تا زمان سلطنت فتحعلي شاه قاجار معمول بود. از تمام سکه ها يي که در مورد آنها بحث شد نمونه هاي با ارزش در موزه ملي ايران وجود دارد که از آغاز اسلام تا آخر دوره قاجاريه در طبقه دوم موزه اسلامي به نمايش گذاشته شده است.


مهر
پيش از آنکه انسان در عصر پيش از تاريخ به اختراع خط نايل گردد بعلت وضع نامشخص اقتصادي و سياسي درصدد برآمد تا وسيله اي بسازد که بدان وسيله مالکيت خود را بر اشياء خود مشخص نمايد.
در پي اين به ساختن مهر پرداخت و براي ساختن آن از مواد مختلفي مثل سنگ مرمر، عاج، طلا، نقره، مس و غيره استفاده کرد.
با بکار بردن نقوشي مثل نقوش هندسي، حيواني، گياهي، انساني عناصر طبيعي بعنوان سميل خدايان و يا خود خدايان به شکل انسان بوجود آمد.

نقوش بر روي اين مهرها بصورت منفي کنده شد و پس از زدن آن بر روي مواد ديگر مثل گل، گچ، کاغذ و غيره بصورت مثبت ظاهر مي گردد. نقوش حک شده بر سطح مهرها علاوه بر جنبه هاي هنري مدارک مهمي بر وجود صنايع و حرفه ها و فعاليت هاي مختلف در دوران باستان بوده و پيدايش مهرها، مرحله تازه اي را در ارتباطات تجارتي بوجود آورد. مهرکردن انواع کالاها، ظروف، کوزه ها خمره ها علاوه بر اثبات عمل تملک ، به مفهوم امضاء صاحب کالا به شمار آمده است.

قديميترين مهرها از هزاره چهارم ق.م. و ازجنس گل پخته، سنگ گچ، سنگ مرمر، سنگ صابون و سنگ آهن ساخته شده است. شکل مهرهاي اوليه دگمه اي شکل، استامپي يا به شکل حيوان خوابيده بوده نقش مسطح مهر کنده شده است. نقوش آنها از خطوط ساده هندسي، حشرات، صورت، خورشيد، انسان وحيوان تشکيل يافته است.

اين مهرها اکثر از شوش ، تپه سيلک کاشان، تپه حصار دامغان و تپه گيان بدست آمده است. در انواع ديگر مهرها بشکل لوله اي استوانه اي شکل سليندر مي باشند.
از آنجائيکه مهرها مسطح داراي فضاي کافي جهت نشان دادن صحنه هاي مختلفي که ترکيبي از نقوش فوق بودند نداشتند، مهر استوانه اي بوجود آمد که اين نقص را بر طرف مي کرد و با چرخاندن آن بر روي مواد مذکور نقش مثبت را برطرف مي کرد و با چرخاندن آن بر روي مواد مذکور نقش مثبت آن را ظاهر مي کردند. جنس اين سيلندر ها از انواع سنگهاي تزئيني مانند عقيق به رنگهاي مختلف سنگ لاجورد، سنگ يشم ، سنگ مرمر سياه و سفيد مي باشد.

مهرها داراي نقوش مختلف و متنوعي است مانند: صحنه هاي شکار حيوانات صيد ماهي، کشاورزي، نقوش حيوانات و انسان بصورت نيمه انساني و نيمه حيواني، نقوش مبارزه حيوانات با يکديگر و يا انسان و حيوان با حيوانات افسانه اي ، صحنه هاي اساطيري که نمايانگر پرستش و اعتقاد به خدايان و الهه ها مي باشد.

پس از اختراع خط علاوه بر نقوش نوشته ها و اسم بر روي مهرها اضافه مي شود. اين نقوش در ابتدا به شيوه خط تصويري و در اواخر هزاره چهارم ق.م. و اوايل هزاره سوم ق.م. در ايران بکار برده مي شده است.

نقوش بکار برده شده بر روي مهرها در طي قرون متمادي از هزاره چهارم ق.م. تا اواسط هزاره اول و شروع پادشاهي هخامنشي، رسوم و آداب مردم آن دوره را مشخص مي سازد و نقوش مهرها در واقع بيانگر اوضاع اجتماعي و سياسي مردمان آن دوره بوده است.

در هزاره سوم ق.م. خط آکادي جايگزين خط عيلامي گرديد. بر روي مهرها اين خط را جهت تعيين ميزان محصول، خريد و فروش، حمل کالا و غيره مشاهده مي کنيم. نقوش مهرها، رابطه مستقيم با شغل و عقايد صاحب مهر داشته است و در واقع نمايانگر گذراندن زندگي مردمان آن دوره است. بر روي مهرهاي دوره آغاز شهرنشيني ، بسياري از حرف، پيشه ها و صنايع مثل سفالگري، نخ ريسي، پارچه بافي نانوايي، ساخت آلات موسيقي ، معماري، کشاورزي، کشتي سازي نقش شده است.

قديميترين مهرها در موزه ملي ايران نگهداري مي شود که از حفاري شوش بدست آمده و مربوط به شش هزار سال پيش مي باشد. ولي در طول هزاران سال بعد از آن تاکنون بطور مرتب اين مهرها رايج بوده است از محل هاي باستاني که مهر از آنجا بدست آمده است مي توان تپه حصار ، تپه سيلک ، شهداد کرمان، شهر سوخته زابل، چغازنبيل نزديک هفته تپه اهواز، مارليک رودبار و غيره را نام برد.

در اينکه آيا شخص يا طبقه بخصوصي از جامعه در دوران باستان از اين مهرها استفاده مي کردند، مي توان با بررسي اشياء بدست آمده چنين نتيجه گيري کرد که اين وضعيت در دوران پيش از تاريخ نامشخص است ولي در دوره تاريخي که با اختراع خط آغاز مي گردد يعني از حدود 5000 سال پيش اشخاصي مثل شاهان، کارمندان، بازاريان نويسندگان و روحانيون داراي مهرهايي بوده اند.

در دوران اسلامي مهرهاي مختلفي از جنس سنگهاي مختلف و گرانقيمت مثل عقيق فيروزه، ياقوت ، زمرد و يا عاج و استخوان از قرون اوليه اسلام با نام افراد مختلف از اشخاص مهم، شاهان و درباريان تا افراد عادي وجود داشته است.

در مجموعه موزه ملي ايران مهرهاي بسيار زيبا و ارزشمندي از هزاره چهارم ق.م. تا اواخر دوران قاجاريه بخط کوفي ، نسخ، ثلث صغري، نستعليق و غيره موجود و گوياي نحوه زندگي، اعتقادات مذهبي و بازتابي از تاريخ سياسي و اجتماعي و اقتصادي جوامع انساني در روزگاران گذشته مي باشد. .
3