تاریخچه موزه ملی ایران

طبق اسناد تاریخی، پیشنهاد ایجاد مکانی به نام موزه، برای نخستین بار در ایران از سوی مرحوم مرتضی قلی هدایت ملقب به صنیع الدوله مطرح شد که هرگز نتوانست به آرزویش جامه عمل بپوشاند؛ پس از آن، در سال 1295 هجری شمسی همزمان با تأسیس وزارت معارف و صنایع مستظرفه در ایران، اولین موزه به معنای اعم آن (قدیمی¬ترین موزه ایران به معنای اخص، موزه همایونی است که به دستور ناصرالدین قاجار در ضلع شمال کاخ گلستان در سال 1294 هجری قمری برپا گردید و متشکل از هدایای خارجی شاهان قاجار و جواهرات سلطنتی بود.) به نام "موزه ملی" به همت مرتضی قلیخان ممتازالملک با دارابودن بیش از 270 قلم شیء در یکی از اتاقهای مدرسه دارالفنون برپا گردید که پس از مدتی آثار تاریخی این مجموعه نیز از مدرسه درالفنون به تالار آئینه واقع در ساختمان مسعودیه منتقل شد.



همزمان با برپایی نخستین موزه در ایران و پی بردن مردم به اهمیت مواریث فرهنگی از یکسو، و از سوی دیگر با آغاز حفاریهای باستان شناسان اروپایی به ویژه هیأت فرانسوی به ریاست ژاک دمرگان (J.Demorgan) در شوش و لغو انحصار امتیاز کاوش فرانسویان در ایران در سال 1306 هجري شمسي ایجاد موزه ای جهت نگهداری و نمایش آثار به دست آمده از حفریات باستانشناسي احساس شد؛ از همین رو، از سوی دولت وقت به آندره گدار (A.Godard) مهندس معمار فرانسوی – که از سال 1308 هجری شمسی در استخدام دولت وقت ایران بود – ماموریت داده شد تا نقشه نخستین موزه علمی ایران را طراحی کند؛ در نهایت، ساختمان موزه ايران باستان به سبک معمـاری ايراني با سردر ورودي مشابه ايوان بلند طاق كسري مطلق به دوره ساساني و با آجرهاي قرمز رنگ بر اساس طرح مهندس معمار فرانسوي و با معماري حاج عباس قلي معمار باشی در سـال 1314 هجـری شمسی آغاز شـد و پس از 2 سال مورد بهره برداری قرار گرفت.


"قدیمی ترین نمای ترسیم شده از موزه"

در حال حاضر، موزه ملی ایران شامل دو ساختمان مجزا به نامهای موزه ایران باستان (تاریخ تاسیس 1316 هجری شمسی) و موزه دوره اسلامی (تاریخ تاسیس 1375 هجری شمسی) است هم اكنون موزه ملي ايران 13 بخش مختلف شامل بخشهاي پیش از تاریخ، تاریخی، اسلامی، مهر و سکه، مرمت، بخش کتیبه ها، کتابخانه و مرکز اسناد، پژوهشی تاریخ هنر ایران، پژوهشی تاریخ تمدن ملل، عکاسی، روابط عمومی و روابط بين الملل و پايگاه اطلاع رساني و حفاظت فيزيكي را در برمي گيرد. كه در طي ساليان متمادي در فضاي داخلي موزه ملي ايران راه اندازي شده است.

سالن ایران باستان
موزه ايران باستان در سال 1316، رسماً بازگشايي شد. انديشه تأسيس و فعاليت موزه، در بطن تفكرات و تحولات سال هاي دهه 1300 و 1310 خورشيدي شكل گرفت. در اين سال ها،‌انديشه هاي نوگرائي، با تكيه بر اصول فرهنگ كهن ايراني و احياي سنت ها و ارزش ها و افتخارات ايران باستان، گسترش و نمود روزافزوني داشت، كه تبعات آن احداث نهادها و موسسات علمي – فرهنگي، صنعتي، نظير دانشگاه تهران، بيمارستان ها، مدارس و ... موزه بود.

ساخت موزه دوران اسلامي با انگيزه انجام فعاليتهاي مختلف فرهنگي در سال 1323 در محوطه برپايه همين تفكرات، تغييرات بنيادين در قوانين باستان شناسي و علمي شدن اين شاخه از فعاليت ها و پژوهش هاي تاريخي – فرهنگي به وجود آمد، و در عين حال فعاليت هاي ميداني و پژوهشي باستان شناختي،هدف مند شد و توسعه كمي و كيفي مشهودي يافت.

به تبع آن، انديشه ايجاد مكاني جهت ارائه آثار تاريخي – فرهنگي و پژوهشي ، پيرامون فرهنگ و تمدن ايران و معرفي و آموزش آن در سطوح داخلي و خارجي قوت گرفت كه ماحصل آن، ارائه طرح، تصويب و تأسيس موزه ايران باستان بود.

جهت عملي شدن اين انديشه، وزارت معارف آن زمان ، آندره گدار، مهندس مهمار فرانسوي، كه متخصص مطالعات شرق شناسي نيز بود را به ايران دعوت نمود و مسئوليت امور اجرائي و مديريتي موزه ايران باستان را به وي محول نمود.

آندره گدار، طرح و پلان موزه را كه بعدها به دلايلي، تغييراتي در آن ايجاد شد را بر پايه معماري سنتي ايراني، بويژه معماري پارت و ساساني، ارائه نمود. در اين طرح، پلان با حياط مركزي و ورودي طاق ضربي و كاربرد آجرهاي قرمز و شبهه ستون هاي تزئين، شاخصه هاي معماري دوره اشكاني، ساساني را بويژه كاخ اردشير در فيروزآباد و كاخ كسري در تيسفون را به وضوح نشان ميداد. انديشه يك چنين طرحي درست متناسب با اهداف و فعاليت هاي موزه بود، چرا كه موزه ايران باستان به واقع به عنوان موزه مركز باستانشناسي ايران، در برگرفتن آثار تاريخي- فرهنگي بدست آمده از كاوش هاي باستان شناسي در سراسر ايران فعاليت مي كرد .

طرح سنتي ارائه شده توسط گدار، توسط 2 نفر معمار ايراني شاغل در وزارت معارف ( استاد مراد تبريزي و...) به مرحله اجرا در آمد.

گسترش كاوش هاي باستان شناختي و ازدياد روز افزون آثار در موزه ملي ايران ، موجب شد كه اين موزه طي چند مرحله، گسترش كمي و كيفي يا درحد فاصل سالهاي 1357 تا 1370، علاوه بر تعويض ويترين هاي موزه، نوسازي سيستم گرمايشي و سيستم برقي موزه، واحدهايي تحت عنوان انبار و گنجينه در زير موزه موزه ، ساخته و اضافه شد.

در سال 1375، آثار دوران اسلامي، رسما ً از موزه ايران باستان منفك و به ساختمان مجاور موزه منتقل شد. اين ساختمان كه درسال 1337 ساخته شده بود، در ابتدا با هدف احداث موزه منتقل شد. اين ساختمان كه درسال 1337 ساخته شده بود، در ابتدا با هدف احداث موزه مردم شناسي مدنظر بود، كه پس از انقلاب، با ايجاد سازمان ميراث فرهنگي، و تمركز اشياء باستاني در موزه ايران باستان، طرح تغيير نام كلي موزه، به موزه ملي ايران و اضافه شدن موزه اي تحت عنوان موزه اسلامي مطرح و اجرا شد كه در نهايت در سال 1375 با گشايش رسمي موزه دوران اسلامي، مجموعه موزه ايران باستان و موزه دوران اسلامي، تحت عنوان موزه ملي ايران رسميت يافت.

همانطوريكه عنوان شد، موزه ايران باستان در واقع موزه باستان شناسي ، با اهداف معرفي غناي تاريخي – فرهنگي ايران است، و به همين دليل به عنوان موزه مادر در كشور، وظيفه غني سازي ساير موزه هاي باستان شناسي ايران را برعهده دارد.

در موزه ايران باستان 2 بخش اصلي وجود دارد كه متناسب با تقسيم بندي ادوار فرهنگي و گاهنگاري مصوب باستان شناختي، تحت عنوان بخش پيش از تاريخ و بخش تاريخي معرفي شده است.

در عين حال به دليل غناي برخي از مجموعه هاي موزه، بخش هاي فرعي بطور كمابيش متصل در سالن موزه ايران باستان فعاليت مي كند، از جمله بخش مهر( و سكه) و بخش برنزهاي لرستان با تكيه بر مدارك باستان شناختي، پيشينه حضور انسان فرهنگي، و فرهنگ جوامع انساني در ايران، به دوره كهن سنگي قديم باز مي گردد.

قديمي ترين ابراز و آثار فرهنگي بدست آمده از گروه هاي انساني اين دوره در ايران، مربوط به حدود 250000 تا 1000000 سال پيش است كه از مناطق كشف رود خراسان، گنچ پرگيلان، هليلان لرستان، ماهي دشت كرمانشاه و... بدست آمده است.

مهمترين آثار فرهنگي برجاي مانده از اين دوران در ايران و در تمامي نقاط جهان، ابزارهاي سنگي است. اين دوره، معرف فرهنگ هايي است كه تقريباً بطور كامل وابسته به محيط زيست خود بوده اند. جوامع و گروه هاي انساني كه جهت تامين معيشت خود ، از طريق جمع آوري خوراك و شكار، در محدود هاي مشخص جغرافيايي در تردد بوده اند. فرهنگ هائي كه فاقد مساك دائمي و معماري بوده و فرمول معيشتي آنها، تهيه و مصرف بوده است.

تكنولوژي ابزار سازي اين دوره، با تراش سنگ و ايجاد ساتورها و قلوه ابزارها و همچنين كاربرد آنچه كه طبيعت در اختيارشان قرار ميداد، مثل چوب و... شناخته شده است.

دوره كهن سنگي كه خود به دوره هاي كوچك تري تقسيم بندي مي شود( كهن سنگي قديم،ميانه، جديد و پاياني) معرف يك دوره طولاني مدت از حيات اجتماعي – اقتصادي و فرهنگي انسان است كه تاريخ هاي نسبي آن در ايران به شرح زير است:
كهن سنگي قديمي 1000000 تا 250000 سال قبل
كهن سنگي مياني 250000 تا 70000-40000 سال قبل
كهن سنگي جديد 40000 تا 15000 سال قبل
كهن سنگي پاياني 15000 تا 10000 سال قبل

مدارك تقسيم بندي دوره بزرگ كهن سنگي ، علاوه بر بعد زماني، تحولاتي است كه در تكنولوژي ساخت ابزارهاي سنگي به وجود مي آيد. مسلماً يكي از شاخصه هاي فرهنگ انساني ، روند پيشرفت آن است.

در دوره كهن سنگي مياني، توليد و ساخت ابزارهاي متنوع تر و ظريف تر، با گسترش كاربرد آنها، و در دوره كهن سنگي جديد ،توليد تيغه هاي سنگي، ابزارهاي حكاكي، مته ها و... ابزارهاي هندسي و در كهن سنگي پاياني ، تخصصي تر شدن ابزارها و توليد ابزاري كمپوزيت را شاهد مي باشيم.

مسلماً با پيشرفت در صنايع ابزار سازي، اقتصاد و معيشت نيز دچار دگرگوني شده و شناخت و تسلط انسان بر محيط زيست پيرامون خود و خواص مواد، فزوني ميابد. ماحصل روند پيشرفت تكنولوژيكي و فرهنگي و اقتصادي واجتماعي دوره سنگ، در دوره بعدي كه تحت عنوان نوسنگي شناخته ميشود، به بروز انقلاب مهمي در ساختارهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي انسان منجر شد. در اين دوره، به مرور، ودر برخي مناطق مستعد زيست محيطي، تحول عظيم توليد خوراك ( كشاورزي و دامداري) واستقرار دائمي ( معماري) بوجود آمد.

اين دوره خود به دو دوره كوتاهتر نوسنگي قبل از سفال و بعد از سفال تقسيم بندي شده است. سفال از مهمترين دست آوردهاي تكنيكي – فرهنگي جوامع دوره نوسنگي است كه كاربرد وسيع آن در شئونات مختلف جوامع انساني، آنرا به مهم ترين مدارك در تحليل هاي باستانشناختي، پيرامون شناخت ويژگي هاي فرهنگي، تحولات و تاثيرو تأثرات متقابل فرهنگي، مبدل ساخته است. توليد غذا، يعني پرورش غلات و پرورش حيوانات، توام با معماري وايجاد صنايعي مثل سفالگري، جوامع انساني را در دوره نوسنگي وارد مرحله روستانشيني نمود.

اين دوره از حدود 10000 سال پيش آغاز شده و تا حدود اواسط هزاره 5 هـ.ق. ادامه دارد. شاخصه دوره ده نشيني ، ايجاد استقرارهاي موقت، فصلي و دائمي ، با معماري خشتي و چينه اي و توليد و كاربرد سفال و صنايع ابزارسازي سنگي و صنعت نساجي است.
در اواسط هزاره 5 ق.م. با ابداع و كشف تكنولوژي ذوب مس، تحول عظيمي در ساختارهاي اجتماعي – فرهنگي و اقتصادي جوامع اين دوره كه به عصر كالكولتيك موسوم است، به وجود آمد.

توليد ابزارهاي فلزي از جنس مس به مرور ساختار اجتماعي جامعه به سمت ساختار طبقاتي سوق داد. پيشرفت تكنولوژيكي فلزگري در اوايل هزاره سوم ق.م با ابداع و ساخت آلياژ برنز(مفرغ) به اوج خود رسيد.

در عصر كالكوليتك توليد انبوه سفال با ابداع چرخ تند گردش سفالگري و توسعه ارتباطات بازرگاني – فرهنگي يكي از شاخصه هاي مهم اين دوره است.

مهمترين محوطه هاي عصر كالكولتيك ايران در موزه ايران باستان، محوطه هاي سيلك اسماعيل آباد، قره تپه ، چشمه علي ، تپه قبرستان و... مي باشند.

حاشيه كوير مركزي ايران يكي از مناطق مهم درتوليد سفال و كاربرد تكنولوژي ذوب مس است . تپه قبرستان (4500 ق.م) و تل ابليس كرمان (4200 ق.م.) به عنوان قديمي ترين محوطه هاي شاخص در ذوب و استخراج مس شناخته مي شوند.

عصر برنز همزمان با دوره آغاز شهرنشيني دوره آغاز نگارش و ابداع خط است. اين دوره يكي از مهمترين ادوار حيات سياسي – اجتماعي، فرهنگي واقتصادي جوامع انساني است . ساخت آلياژ مستحكم برنز، به توسعه كمي و كيفي ابزار سازي در تمامي زمينه هاي فرهنگي انجاميد. در اين دوره جوامع، بويژه در دشت خوزستان و مناطق جنوب شرق ايران، به شكل جوامع طبقات با نظارت سيستم ها و نهادها حكومتي شناخته مي شوند كه از سطح وسيع تبادلات بازرگاني – فرهنگي درون منطقه اي و برون منطقه اي برخوردار است. پيشرفت جوامع اين دوره با كشف تكنولوژي ذوب واستخراج آهن روند رو به رشدي يافت.

عصر آهن از حدود 1500 تا 550 ق.م. ادامه مي يابد. در اين دوره شاهد نقل وانتقالات بزرگ قومي و نژادي در آسياي جنوب غربي مي باشيم، كه يكي از شاخصه هاي آن، احتمالاً ورود اقوام هند و ايراني به سرزمين ايران است. از اين دوره تعداد زيادي گورستان وتعداد محدودي محوطه هاي استقراري مورد شناسايي قرار گرفته است. كه بويژه در گيلان، مازندران ، آذربايجان، كرمانشاهان، لرستان و حاشيه كوير مركزي ايران، شاهد تراكم و تجمع فرهنگ ها و استقراري اين دوره مي باشيم.

عصر آهن از نظر تاثير نيز مشهودي كه در كليه ساختاري اجتماعي، فرهنگي ايران برجاي نهاد از اهميت زيادي در مطالعات تاريخ و فرهنگ ايران برخوردار است. اين دوره پيش زمينه شكل گيري نخستين حكومت هاي ايراني به شكل امپراتورهاي بزرگ در آسياي جنوب غربي شد. به واقع ورود، توسعه و قدرت گيري فرهنگ هاي عصر آهن در ايران، به سيادت و برتري اقوام سامي نژاد در آسياي غربي خاتمه داد. مادها نخستين قومي بودند كه در اين دوره، حدود 708 (712) ق.م. موفق به براندازي امپراتوري بزرگ آشور شده و حكومتي را تامين كردندكه تا سال 550 ق.م. ادامه يافت. در اين سال كوروش بزرگ، پايه گذار امپراتوري معظم هخامنشي شد. امپراتوري كه در اوج قدرت خود در سه قاره آسياء اروپا و آفريقا گسترش يافت.

دوره هخامنشي پايه گذار تحولات محسوسي در روند ارتباطات فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي دنياي باستان شد. آزادي انديشه و اديان، حرمت به فرهنگ هاي تابعه، تلاش در جهت آبادي و عمران امپراتوري ، توسعه بازرگاني، ايجاد حقوق فردي و شهروندي از تاثيرات اين دوره است. در سال 320 ق.م. با پدرش يوناني ها و مقدوني ها به رهبري اسكندر، حكومت هخامنشي منقرض شد و سرزمين ايران به مدت حدود 78 سال زير سلطه بيگانه رفت. ترويج فرهنگ و تمدن هلينیسم (یونان مابی)، خط و زبان يوناني و تبليغ انديشه ها و باورهاي مذهبي يوناني از تبعات اين دوره است، اما در سال هاي حدود 250 ق.م. با قيام قبايل پارت( اشكاني) از دسته اقوام ايراني شمال شرقي، به مرور يوناني ها و مقدوني ها شكست خورده و از ايران رانده شدند و اشكانيان طولاني ترين سلسله پادشاهي را در ايران از حدود 250 ق.م. تا 226 ميلادي حدود 476 سال، بنا نهادند.

شاخصه دوره اشكاني، تلاش در جهت احياي فرهنگ و تمدن ، خط و زبان و مذاهب ايران باستان است. همچنين اين دوره از نظر سياسي، يكي از دوره هاي درخشان ايارن است، زيرا اشكانيان ابتدا يوناني ها و سپس رومي ها را بارها و بارها شكست داده و ايران را بار ديگر به عنوان يكي از 2 قطب قدرتمند دنياي باستان ، معرفي نمودند. در سال 224 ميلادي اردشير ساساني ، اردوان پنجم آخرين پادشاه اشكاني را شكست داد و حكومت ساساني را پايه ريزي نمود كه تا سال هاي حدود 656 ميلادي به حيات خود ادامه داد. دوره ساساني يكي از ادوار شكوفاي فرهنگ و تمدن ايراني است.

در اين دوره مذهب زرتشتي گري به عنوان مذهب رسمي اعلام شد و سيستم حكومتي ملوك الطوائفي دوره پارت، به حكومت متمركز شاهنشاهي بدل شد. دوره ساساني در واقع حلقه ارتباط فرهنگي ايران قبل و بعد از اسلام است. تعبير ديگر ساسانيان بخش مهمي از شاخصه هاي فرهنگي ايران باستان را به دوران اسلامي منتقل نمودند.

موزه دوران اسلامي
نمونه های متنوعی از اشیاء و آثار هنری دوران مختلف در موزه دوران اسلامی به نمایش در آمده است. این موزه شامل سه طبقه می باشد. در طبقه اول آن، سالن اجتماعات و نمایشگاه موقت قرار دارد. در طبقه دوم نمایش اشیاء بصورت موضوعی می باشد و شامل گنجینه قرآن، نسخ خطی ( شامل کتب علمی، ادبی ، تاریخی) و موضوعاتی چون نقاشی و خوشنویسی، ادوات و ابزار کتابت، وسائل روشنائی، ابزار نجوم، ابزار پزشکی، و هنرهائی چون سفالگری، فلزکاری ، منسوجات و ... است . در طبقه سوم اشیاء بر اساس سیر تاریخی و با تکیه بر تزئینات معماری ارائه شده است. اکثر این اشیاء در طی حفریات علمی باستان شناسی بدست آمده و یا مربوط به مجموعه های معتبری چون مجموعه آستان شیخ صفی الدین اردبیلی است نمونه ای از این اشیاء عبارتند از: کاسه سفالی با کتیبه کوفی از نیشابور، قرن 3 هـ.ق. . قسمتی از کتیبه آجری به خط کوفی، از مدرسه نظامیه خردگرد خراسان قرن 5 هـ.ق .قرآن مذهب و مرصع به خط احمد بن السهروردی با تاریخ 706 هـ.ق محراب کاشی زرین فام معروف به در بهشت، امامزاده علی بن جعفر قم، با کتیبه کوفی، نسخ، ثلث، عمل یوسف بن علی بن محمد بن ابی طاهر، کاشان، تاریخ 713 و 734هـ. ق و...




در حال حاضر اين موزه جهت انجام پاره اي تعميرات و بازسازي تعطيل مي باشد.